هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت و در پیشگاه خدا از قطره خونی که در راه او ریخته شود محبوبترنیست....
شهید احمد برازنده در سال 1325در خانواده ای کم بضاعت متولد شد..از همان دوران کودکی که فقر مالی مانع از رفتنش به مدرسه شده بود به مدرسه نرفت وپدر پیر خویش را در کشاورزی یاری میداد..
درسن 17سالگی بخاطر تامین معاش خانواده اش به کویت رفت و مدت 2سال در کویت مشغول به کارشد..
بعد از بازگشت او را به خدمت نظام وظیفه فرا خواندند...در هنگام اعزام بخدمت با کمال شجاعت فرار کرده وبه کشور عراق رفت...حدود 3سال درعراق بود.
بعد از بازگشت از عراق ازدواج نمود...روزها کار میکرد وشبها به درس خواندن مشغول بود...
موفق به مدرک پنجم ابتدایی شد..استعداد قابل تحسین او باعث گردید..بدون اینکه بنایی کرده باشد...بنای بسیار ماهری شد..
زندگی او سراسر مملو از عشق وایمان و عقیده بود...قبل از انقلاب همواره در ایلام از کسانی بود که در راه اندازی و تحرک دسته های راهپیمایی نقش موثری داشت..ازشاهدان عینی واز صاحبان نقش موثر در صحنه پیکار داشت..
اوصراط مستقیم اسلام را با جان ودل انتخاب کرده بود..
او در زمان انقلاب مدتی در شهر پاسداری ونگهبانی میداد..سپس جهت پاکسازی اشرار به ایوان غرب وبعد از ان به کردستان دلاوریهای بسیاری نمود..از همان اوایل جنگ تحمیلی فرماندهی گروه ضربت سپاه را بعهده داشت..بعد از گرفتن تنگه بینا به کنجانچم رفت وچون تمام افراد وی در مرخصی بودند به همراه گروهی دیگری از سلحشوران به صدامیان حمله میکند وتا قلب دشمن پیش میرود...تا اینکه هدف گلوله تفنگ یکی از مزدوران بعثی قرار میگیرد و روح پاکش به سوی رب خود بال وپر گشود وبه مهمانی پروردگارش شتافت..
شهیداحمدبرازنده در اولین روز از فصل بهار1325 خدای مهربان احمد کوچلو را به گوهرو فرامرز عنایت نمود پری که بعدها مایه ی افتخار انها گشت...
شهید پس از سپری کردن دوران کودکی وایام نوجوانی پا به عرصه ی مقابله با طاغوت نمود وبارها بدست رژیم فاسد شاه و ساواک زندانی شد ومورد شکنجه قرار گرفت...این شکنجه ها کوچکترین تاثیری در اراده و ارمان او بوجود نیاورد..
بعد از پیروزی انقلاب بعضویت بسیج درامد ودر تدارک وتنظیم امور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت خود را اغاز نمود.
شهید پس از مدتی فرماندهی گروه ضربت را بعهده گرفت وپس از ازاد سازی تنگه بینا به کنجانچم سپس به مهران رفت...
عاقبت شهید درماه ابان سال 1359 توسط یک گلوله خون سرخش ریگهای داغ تپه ی زیل مهران را سرخ نمود و روحش به یگانه معبودش پیوست از شهید 6فرزند به یادگار مانده است...ومزار پاکش در جوار امامزاده علی صالح قرار دارد...
اری ای شهدا..یادنامه شما بر فراز کوهای سربه فلک کشیده کردستان و جبهه های غرب تا سرزمین های داغ و تفتیده ی خوزستان به سان بیرقی استوار در اهتزاز است.دشت های خون رنگ مهران..دهلران..چنگوله...و ارتفاعات کله قندی و میمک و قلاویزان نشان از قدوم استوارتان دارد و تا همیشه ی تاریخ زمزمه عشق تان خاموش نشدنی است.
روحتان شاد.....یادتان همیشه زنده
میکنم ناله که از تو خبری نیست مرا.....غیر تو را رهبر والا گهری نیست مرا
مرغ بشکسته پرم کی شوم ازاد زبند...تا بیایم به برت بال وپری نیست مرا
ترسم ان روز زحال دل محنت زده ام...شوی اگاه که دیگر اثرنیست مرا
مانده ام مات که با ان همه اقایی ومهر...از چه بر درگه لطفت گذری نیست مرا..
از کتاب کمال الدین صدوق است.. که امام صادق از پدران خود از رسول خدا روایت کرده که رسول خدا فرمود..
اسلام از اول به حالت غریب شروع شدو به زودی به حالت غربت برمیگردد و خوش به حال غربا...
یعنی کسانی که غریب میشوندودر حال غربت اسلام دست از ان برندارند و ثابت قدم بمانند..
میگفت چشمان شهدابه راهى است که ازخود به یادگار گذاشته اند،
اماچشم ما به روزى که باآنان روبروخواهیم شد.
دعائی…تاکه شرمنده نباشیم....
پدر عزیزم..............تا ابد بهت افتخار میکنم..
مولایم..
زندگی بدون تو اهنگ فراق است و مرگ..وبا تو اوای دل انگیز یک رهگذر...
زندگی نغمه وصال است..زندگی تریاق دردهاست...پس بیا و زندگی در کنار خود را برایمان به ارمغان ار..
ارزوی ما ظهور تو و سرانجام مرگ است...چون مرگ غنیمتی برای قلبهای شکسته است.
مگذار روحمان اینگونه پژمرده گردد.
سیدی.. تمام چشمها منتظر تو هستند..همه اهل دنیا میخواهندفرش زیر پای مرکبت باشن...
نمیدانیم چرا نمی ایی؟
مهدی زهرا...امام زمان...اه یتیمان را میشنوییم و مظلومیت کسانی را میبینیم که در مقابل ظلم و کفرظالمان سر خم کرده اند
امروز کودکان بی گناه...از ظلم ظالمان زیر خروارها خاک پنهان میشوند و هزاران نوجوان روی دستهای مردم راهی گورستان میشوند وهزاران جوان ارزو به دل می مانند و فقط سوختنشان را مادرانشان به نظاره می نشینند...
یوسف زهرا.....
امروز زنان را به اسارت می گیرندو با شکنجه و دریدن حیا و عفتشان انقدر به انها فشار روحی و روانی وارد می کنند
که هزاران بار ارزوی مرگ از خدا می نمایند...
امروز دنیا بر انسانها حکومت میکند و سوار بر قدرت بر مستعضفان و مخصوصا شیعیان و مسلمانان میتازد..پس ای عزیز زهرا..
بیا و دنیا را از حکومتش برکنار نما و بر مسند حکمروایی بنشین...
چه میشود دستان نوازشگرت نوازشگر ما شود و ما هم طعم نوازش را از دستانت بچشیم؟
چه میشود که با لبخندت دنیای تاریک ما را روشنایی بخشی؟
آیا میدانید داعش مخفف چیست؟
دلار آمریکا علیه شیعه
پیر ما گفت شهادت هنر مردان است عقل نامرد در این دایره سرگردان است
پیر ما گفت که مردان الهی مردند که به دنبال رفیق ازلی می گردند
شهدا رفتند و ما مانده ایم . برای جانبازان که ماندن چه کردیم ؟
برای آزادگان چه کردیم؟ برای خانواده شهدا چه کردیم ؟
نمی دانم ما که لیاقت حضور در جبهه ها و زندگی در کنار آنها را نداشتیم آی کسانی که دم از شهدا می زنید مرد باشید و بر سر عهد و پیمان خود بمانید تا نکند پشیمان و سرافکنده و روسیاه در محضرشان شویم .
شهدا را یاد کنیم . شده با ذکر یک صلوات .
بار ها از این که زنده هستم و دارم روی دم اون آدم های بزرگ بازدم می دهم از زنده بودنم
خجالت می کشم . خدایا تو خودت می دانید در دل و قلب من چه می گذرد .
در باغ شهادت را بستند ...
فرزندان طلاق تنها تماشاچیان بی گناهی هستند
که در « کارزار » طلاق
« زخم کاری » را میخوردند...
پیامبر (ص) از شیطان پرسید : "مسجد تو کجاست ؟
شیطان گفت : بازارهایی که پر از غش و تقلب در اموال باشد !
حضرت فرمود : "با چه کسی هم غذا هستی ؟"
شیطان گفت : زنان و مردانی که بر سر سفره، نام خدا را نمیبرند!
حضرت فرمود : "چه کسی پیش تو عزیز است ؟"
شیطان گفت : کسی که دائم غرق در معصیت است و
معصیت را برای لحظهای تعطیل و رها نمیکند!
حضرت رسول (ص) از شیطان پرسید : آیا تو مؤذنی هم داری ؟
شیطان گفت : کارگردانان و مطربان شبانه، مؤذن من هستند!
نمازهایت را عاشقانه بخوان،حتی اگر خسته ای یا حوصله نداری،
قبلش فکر کن چرا داری نماز میخونی؟؟؟
آن وقت کم کم لذت میبری از کلماتی که تمام عمرداری تکرارشون میکنی.
تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا قشنگ نیست.
هـرگـز نـمـازت را تـرک مـکـن
مـیـلیـون هـا نـفـر زیـر خـاک ،
بـزرگ تـریـن آرزویـشـان بـازگـشت بـه دنـیـاست
تـا سجـده کـنـنـد ... ولـو یـک سـجـده !
برای هر ترسی « لا اله الا الله »
برای هر غم و اندوهی « ما شاء الله »
برای هر نعمتی « الحمد لله »
برای هر آسایشی « الشکر لله »
برای هر چیز شگفت آوری « سبحان الله »
برای هر گناهی « استغفر الله »
برای هر مصیبتی « انا لله و انا الیه راجعون »
برای هر سختی و دشواری « حسبی الله »
برای هر قضا و قدر « توکلت علی الله »
برای هر دشمنی « اعتَصمتُ بالله »
برای هر طاعت و گناهی « لا حول و لا قوة الا بالله
العلی العظیم »