-
چن تا دوبیتی ..و جملات قصار سنگین
چهارشنبه 1 مهرماه سال 1394 03:05
هرکه در سینه دلی داشت به دلداری داد...دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز دوای درد مرا هیچکس نمی فهمد...فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا.. یوسف مصررا بگوسکه بنام خودمزن...هرپسری عزیزشد یاد پدرنمیکند.. گمنامی تنها برای شهرت پرستان درداور است وگرنه همه اجرها درگمنامیست..محکمه خون شهدا محکمه عدلیست که مارا در ان به محاکمه...
-
تبادل لینک..
سهشنبه 31 شهریورماه سال 1394 15:23
دوستان عزیزم سلام..اگه میخواین تبادل لینک کنید..ادرس وبلاگتون رو در قسمت نظرات اعلام کنید تا در وبلاگ گنجانده شود..موفق وپیروز تو تمامی مراحل زندگی..یاعلی مدد
-
عجیب ولی واقعی...
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 05:15
عکس قدیمی ولی دیدم اشک از گونه هام سرازیر شد..بیایید مواظب قدمهایمان باشیم ..معجزات خداوند هر روز اتفاق میوفتند ولی ماها روز به روز ایمانمون ضعیف میشه..دوست دارم هرکی عکس رو دید نظر بده...
-
مادرم ..تاج سرم
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 05:05
کمر هیچ مادری در مشکلات خم نخواهد شد..مگر برای فرزندش میدونم همه مادرانمون رو دوست داریم و بهشون عشق میورزیم..شاید عده اندکی به مادرانشون بی توجه باشن.. ولی تا وقتی هستیم باید بهشون عشق بورزیم...با صدای بلند باهاشون حرف نزنیم..سرمونو بزاریم تو دامنشون که با دستای نازنینشون ما رو نوازش کنند..خدایا هیچ خونه ای رو بی...
-
شرمنده ایم به خدا..
یکشنبه 15 شهریورماه سال 1394 04:53
به خدا شرمنده ایم که شماها رفتین و ما داریم نفس میکشیم...شماها اسمونی هستید..پاک و معصومید..خجالت میکشم در وصف شما کلماتی بیان کنم چون لیاقت ندارم..بیایید یه گوشه چشمی به ما داشته باشین..به وطنمون...وطنی که شماها از جان مایه گذاشتید و برای عزت و پاکدامنیش جانفشانی کردید...واسه ناموس و خاکمون همه چیز رو فدا کردید که...
-
هرکه امتیازات خانواده شهدا را می خواهد به عراق برود!...
سهشنبه 13 مردادماه سال 1394 12:27
داشتم تو نت گشت میزدم یهویی چشمم به این متن قشنگ از مصطفی همت فرزند شهید ابراهیم، نام آور عرصه حماسه و دفاع و فرمانده لشگر 27 محمدرسول الله(ص) افتاد خیلی لذت بردم البته مطلب قدیمیه ولی واقعا درد دل خانواده شهدا رو گفته و کسانی که ادعا دارن فرزندان شهید در رفاه دارن زندگی میکنند.. کسانی که بطور فجیعی دغدغه هر نوع...
-
شهید احمد برازنده...
دوشنبه 8 تیرماه سال 1394 05:58
درسال 1325 متولد شد...در زمان انقلاب مدتی در شهر پاسداری و نگهبانی میداد..در راه اندازی و تحرک دسته های راهپیمایی نقش موثری در صحنه پیکار داشت..... در ایام نوجوانی و جوانی خویش پا به عرصه مقابله با طاغوت نهاد...وبارها به دست ساواک زندانی شد و مورد شکنجه قرار گرفت..این شکنجه ها کوچکترین تاثیری در اراده وی بوجود...
-
برای وطنم ایران
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:45
وطنم زنده بمونی وطنم وطنم تنها نمونی وطنم کی میگه میشه فراموشت کرد با غم و غصه هم آغوشت کرد تا که خون در رگ ما جاری هست نام ایران به خدا باقی هست
-
امام خمینی رحمة الله علیه
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:39
بسم الله الرحمن الرحیم بر لب کوثـــــرم اى دوست؛ ولى تشنه لبم در کنــــار منـــى، از هجر تو در تاب و تبم روز من با تو به شب آمد و شب با تو به روز در فــــــــراقِ رخ ماهت، گذرد روز و شبم شعری از:امام خمینی رحمة الله علیه.... یک سال آقا با گروهی از دوستان به زیارت امام رضا (ع) رفته بود، وقتی که با همراهان به زیارت می...
-
تا آخر ایستاده ایم
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:33
بعضیا که نمیفهمن... بفهمن برای این خاک و ناموس و چادر و غیرت و آزادی چه چیزایی فدا شده. سلام بر آنهایی که، از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم.... قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم،به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم... نماندند تا بمیرند، بلکه رفتند تا بمانند... شادی روح امام و شهدا صلوات
-
جانباز
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:32
جانباز چه میداند که دنیا چیست ؟ جانباز چه میداند که سلامت بودن چیست ؟ جانباز چه میداند دنبال کودک دویدن چه معنایی دارد ؟ جانباز .... تنها عشق را میداند .... عشق به میهن و اسلام را .... عشق به ناموس و خانواده را ... و عشق به امام را .... برای سلامتی همه این عزیزان صلوات ....
-
امام زمان
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:30
چفیهی من بوی شبنم میدهد عطر شبهای محرم میدهد چفیهی من، سفرهی دل میشود جمعه، با مهدی، مقابل میشود
-
و پا برهنه رفت ...
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:28
گردان پشت میدون مین زمین گیر شد. چند نفر داوطلب شدن و رفتن که معبر رو باز کنن، ۱۵ ساله بود. چند قدم که رفت ، دیدن که برگشت، گفتند ترسیده! پوتین هاشو داد به یکی از بچه ها و گفت: تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله! و پا برهنه رفت…
-
جملات زیبا شهادت
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:25
چشم پاک دختری از جملهای تر مانده است چشمهای پاکش اما خیره بر در مانده است روی دیوار اتاق کوچک تنهاییاش عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . . برای شادی روح تمام شهدا صلوات........
-
آرزوی من شــــــــــــــهادت................
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:24
پرواز، بدون بال و پر می خواهم یک گوشه ی چشم، یک نظر می خواهم ای کاش برای تو بمیرم بی بی (س) من یک بدن بدون سر میخواهم اگه لایق شهادت هستم.............
-
جملات زیبا شهادت
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:21
کاش می شد به همان حال و هوا برگردیم بـه زمــیــن و بــه زمـــان شهـــدا بـرگـردیــم دور بـاشـیـــم از آئـیـنـه ی خــودبـیـنـی مـان کـاشــــ می شد که دوباره به خـدا برگردیم
-
رفتند تا ما بمانیم
جمعه 15 خردادماه سال 1394 17:02
رفتن همیشه انقدرها هم می گویند بد نیست... فکرش را بکن..مثلا اگر پدر به جنگ نمیرفت... من نمیدانم..این شعر را....ایران را..مادر را... به فارسی می نوشتم یا....
-
جملات زیبا شهادت
جمعه 15 خردادماه سال 1394 16:55
شـما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم بـــرای ایــنکــه بگوییــم با شما بودیـم چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ...
-
جملات زیبا شهادت
جمعه 15 خردادماه سال 1394 16:52
خیلی ها فقط سنشون بالا رفته ولی بزرگ نشدن ؛ بعضی ها هم - حتی با سن پایین - بزرگ شدن و بزرگ هستن ... میتونه سیزده سالت باشه ، ولی بزرگ باشی؛ خیلی بزرگ مثل یک شهید ، مثل یک حسین فهمیده ...
-
جملات زیبا شهادت
دوشنبه 4 خردادماه سال 1394 03:51
خدایا، تو میدانی که چه می کشیم ، پنداری که چون شمع ذوب می شویم ، آب می شویم ... ما ازمردن نمی هراسیم ، اما میترسیم بعد ازما ایمان را سر ببرند و اگر نسوزیم هم که روشنائی می رود و جای خود را دوباره به شب می سپارد ، پس چه باید کرد؟ از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند هم باید...
-
به یاد داشته باش
دوشنبه 4 خردادماه سال 1394 03:43
به یاد داشته باش: میزان انسانیت یک فرد از نحوه برخورد او با دیگرانی که برای وی هیچ کاری نکرده اند، مشخص می شود کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند،عاقبت پاهای لگد کوب را می بوسند . . .
-
عـلل سـقـوط جـامعه انسانى
دوشنبه 4 خردادماه سال 1394 03:34
خدا شما را رحمت کند ، بدانید که همانا شما در روزگارى هستید که گوینده حق اندک و زبان از راستگویى عاجز و حق طلبان بى ارزشند مردم گرفتار گناه و به سازشکارى همداستانند ، جوانانشان بد اخلاق و پیر مردانشان گنهکار و عالمشان دو رو و نزدیکانشان سود جویند نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى کنند و نه توانگرانشان دست مستمندان را...
-
مقام مادر.......
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:33
مادرت را ببوس، دستش را بوسه بزن، پایش را ببوس، تا به گریه بیفتد، وقتی گریه افتاد خودت هم به گریه میافتی. آن وقت کارت روی غلطک میافتد و خدا همه درهایی که به روی خودت بستهای را باز میکند. این که فرمود: بهشت زیر پای مادر است؛ یعنی تواضع کن.
-
دل نوشته
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:30
ما شدیم ...... ما شدیم برادران یوسف ............................. یوسف را دستی دستی به چاه انداخته ایم ... اری سوره یوسف شاید ظاهرا درباره حضرت یوسف ع باشد ... باطنا برای من ... برای تو .... برای همه ما .... چه فرقی بین ما و انهاست ؟؟ انها به طمع جلب نظر پدر ... ما به طمع لذت از گناه .... اری با تو هستم ... همین تو که...
-
ای شهید ... !
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:21
چشمانت را ببند ای شهید مبادا این روزها را در مقابل مادرم زهرا شهادت دهی دل یوسفش خون است و ما ... !
-
میگویی دلم پاک است ....
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:17
میگویی دلم پاک است .... میگویم خواهرم از دل پاک عمل پاک هم برمی آید .... میگویی من هم عفیف هستم .... میگویم خواهرم تو مرتبه ای از عفت را داری مثلا اینقدر عفت داری که تن فروشی نکنی ،زنا نکنی اما زنای چشم چطور؟ با مرتبه کامل عفت کمی فاصله داری.... میگویی خب پسرها چرا جلوی نگاهشان را نمیگیرند؟ میگویم راست میگویی خواهرم...
-
انتخاب با توســت ...
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:15
بـانـوی شهر من ... ؟؟؟ بعید میدانم مقابل نگاه مردم شهر و میان کوچه و بازار و محله هایش کسی با پوشیدن ســــــــــــــــاپورت در روز رستاخیز نیز support شود انتخاب با توســـــــــــــــــــــت
-
مگر نه بانو ... ؟
شنبه 2 خردادماه سال 1394 03:13
چادرم... چه خوب است که نه رنگت از مُد می افتد نه مُدلت چادرم از ثبات توست که من شخصیت پیدا میکنم.... رنگ سال هر رنگی که می خواهد باشد رنگ ما مشکیست... مگر نه بانو ... ؟
-
شهدا شرمنده ایم...
شنبه 2 خردادماه سال 1394 02:58
دل نوشت: تو خاک ما ستاره هایی دفنن که دلشون میخواست معما باشن دست تو شناسنامه هاشون میبردن تا که شناسنامه ی ما ها باشن
-
پدر شهیدم روزت مبارک...
پنجشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1394 18:23
بعدازمدت هاقلم به دست گرفتم وآماده نوشتن دلتنگی هایم برصفحات سفیددفترم شدم.. تابازبرایت شرحی ازدلتنگی های غریب پسرانه ام دهم... مدت هاست بغض امانم رابریده است... می خواستم قلم به دست بگیرم وبنویسم ولی هیچکدام یاری ام نکردند... نه کاغذ..نه قلم...نه دلتنگی هایم... و به اوج بی کسی هایم که می رسم زبانم هم بسته می شودو...